السيد الخميني

343

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

- مثلًا - چند ماه ديگر يا بعد از فلان قدر ، به فرمايش ايشان ايران ديگر رفتنى است ! براى اينكه آنكه ايران را نگه داشته ايشانند و وقتى ايشان نباشد ديگر تن ما نباد ! « 1 » [ خندهء حضار ] بايد عوض ايران نباشد ، ايشان نباشد ! . . . اين يك راه است كه ايشان تشبث كرده ؛ همان راه خدعه است كه ديروز وزير ايشان « 2 » آمد و وزير ايشان هم - كه ايشان گفته است يا بالاتر اربابها ديكته مىكنند اين حرفها را - آن روز هم خودشان آمدند و اشتباه كرديم و چه كرديم ، و بياييد همه‌مان با هم چه بكنيم ؛ جوانها بيايند با هم مصالحه بكنيم ! به اين حرفْ مردم گوش نداد [ ند ] ؛ همين امروز در جاهاى مختلف ايران ، در تهران و جاهاى ديگر ، همان حرفهايى بود كه بود . پناه به سرنيزه و چماق ! تشبث دومشان هم اين بود كه پناه به سرنيزه بردند . الآن دو پناهگاهْ ايشان دارند : يكى چماق است ، چماق اشرار با آنهايى كه اجير كردند ، پول مىدهند يك اشرارى را اجير مىكنند و با چماق به جان مردم مىاندازند ؛ يكى هم سرنيزهء اين اشخاصى كه در خيابانها دارند چه مىكنند . خوب ، اين سرنيزه تازگى ندارد ! اين حالا مدتى است كه با سرنيزه ما زندگى مىكنيم ! ملت ايران مدتى است [ مىداند ] كه ايشان ديگر پناهگاهى ندارد جز سرنيزه و چماق . آقايى كه تا ديروز - حالا هم اگر يك خرده رهايش كنند باز مىگويد اين حرف را ، حالا عجب است كه امروز نگفته كه ملت شاهدوست ؟ ! [ خندهء حضار ] . . . اصفهان داشت فرياد مردم بلند مىشد و داد و قال مىكردند كه « مرگ بر سلطنت پهلوى » ، ايشان در نطقش مىگفت مردم اصفهان شاهدوست ! يا آن كسى كه پهلويش بوده - يا آنكه از عمالش : مردم ايران اصلش به تخت و تاج علاقه دارند ! علاقهء ذاتى اين مردم به اين تخت و تاج دارند ! اين منطق ايشان است كه مردم رژيم سلطنتى را مىخواهند ! چه بكنند بيچاره‌ها ! الآن اين همهء فريادها براى اين است كه احتمال مىدهند

--> ( 1 ) - اشاره به شعر معروف فردوسى : چو ايران نباشد تن من مباد * بدين بوم و بر زنده يك تن مباد ( 2 ) - جعفر شريف امامى .